افسران - رهبـر ! نشوی تنها، من یـار تـو می گردم            وز جـرگـه عشّاقـت ، سـردار تـو می گردم
  رهبـر ! نشوی تنها، من یـار تـو می گردم
وز جـرگـه عشّاقـت ، سـردار تـو می گردم
گـر لشکـر سفیـان ها از غـرب به پـا گردد
در قحطی انسان ها عـمّـار تـو می گردم
از طعنه اشعث ها خـون است دلت مولا !
تبـدار غمت هستم ، بیمـار تـو می گردم
بـا جـــرم ولـای تــو گــر بـر ســـر دار آیــم
مـدح تـو کنـم بـر دار ، تـمّـار تـو می گردم
این مـن ، نـه مـنـم تنهـا، آیـد ز بسیـج آوا
رهبر ! نشوی تنها ، من یار تو می گردم !